جناب آقای پناهیان میهمان برنامه چند روز پیش سمت خدا بودند و موضوع برنامه حجاب
ایشان فرمودند"آن زمان که گفتیم حجاب محدودیت نیست،دین گریزی داشتیم اما الان که سطح مردم بالا رفته می گوییم حجاب محدودیت است"

دو نکته جای تامل دارد یکی پاسخی به مطلب قدیمی خودم با عنوان رعایت حال عوام یا کتمان حقیقت است
به نظرم به هیچ عنوان نباید از حقیقتی گذشت حتی اگر سطح فهم مردم آنقدر پایین باشد که بیانش نقض غرض شود
دوم بیهوده نباید از واژه ها فرار کرد.حجاب بی شک محدودیت است.درست است که محدودیت بار منفی دارد و کمابیش برای هر کس بیزاری می آورد ولی نفی آن از حجاب به نفی حجاب می انجامد.حجاب یک دستور دینی است در درستی یا چگونگی آن بحث نمی کنم هر چه هست چه خوب چه خوب ولی محدودیت است
این روزها که هم چنان دغدغه مسایل سیاسی و دنبال کردن خواسته هایمان در قالب جنبش سبز سرمان را گرم کرده است حادثه ای باعث توجهم به نکته ای شد ما خیلی مسائل را بی اهمیت دیده ایم و به کناری نهاده ایم.

فقر و اختلاف طبقاتی عامه مردم را عاصی کرده و این بدترین درد است چون ناخواسته مردم را از دموکراسی بیزار کرده و ناخواسته به سمت دیکتاتوری رضاخانی سوق می دهد
چنین مردمی راهپیمایی صادقانه ما برای احقاق حقومان را باور نمی کنند چون گرسنه اند
اگر قصد داریم ایران را برای همه بسازیم باید در کنار آن اندیشه ها فقر را نیز فریاد بزنیم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
به دلیل ابتلا به آنفلونزا البته نه H1N1 نتوانستم دو مطلب با عناوین "آخ از درد آه از رنج" و "شطرنج باز قهار" را منتشر کنم و بیات شدند
چند روز پیش سخنرانی از دکتر عباسی گوش می کردم که تاریخ آن بعد از انتخاب دور اول دکتر احمدی نژاد بود

موضوع عمده ای که مطرح شد این بود که ما طرح استراتژیک جامعی در مقابل غرب داریم بدین صورت که تئوئیزم جایگزین اومانیسم شود و جامعه هجری جایگزین جامعه مدنی.چون در اسلام ما اصلا مدنیت نداریم و تقیه کرده ایم که تاکنون این طرح را علنا اعلام نکرده ایم .توضیحات پیرامون چگونگی اجرای آن مفصل است.
با کمی تامل بود که متوجه شدم چه برنامه عظیمی در حال اجراست.یک دنده عقب به قعر دره
برنامه ای که نیاز داشت دوباره احمدی نژاد رئیس جمهور شود.نیاز داشت علوم انسانی در دانشگاه ها تغییر محتوا دهد.
دوستان مشکل، تقلب در انتخابات و ضرب و شتم مردم و زندانی شدن بزرگان نیست
انقلابی عظیم در راه است
بسیاری از دوستان دوباره این نکته را متذکر شدند که مسلمان را چه به عقلگرایی و دموکرات بودن!
بدین سبب خواستم نکاتی را متذکر شوم:
اگر معنای عام مسلمان یعنی تسلیم بودن در مقابل امری متافیزیک را بگیریم که گاوگراها نیز مسلمان می شوند ولی چنین معنایی مد نظر من نیست
من مسلمان را کسی می دانم که واجب الوجود را بپذیرد و همچنین بپذیرد پیام حضرت محمد کامل تر از بقیه پیامبران بوده است

حال نکاتی را متذکر می شوم:
1-قبول چنین خدایی تنها اصل موضوع سیستم فکری من است و برهانی با عقلانیت حداکثری برای آن ندارم
2-مسلمان بودن به معنای آن نیست که پیام حضرت محمد کامل است بلکه صرفا در قیاسی با بقیه پیروز شده
با قرار دادن تنها این دو شرط حتی اگر کسی بعضی از اصول دین و بسیاری از گزاره های دینی را به شرط آنکه با این دو اصل تناقض نداشته باشد نپذیرد مسلمان است
پس مسلمانی من نه با عقلگرایی تناقض دارد و نه با دموکرات بودن
سلام
سلام، غیر از کلی معنی های دیگه ای که داره اینو می رسونه که همچنان زنده ایم
دوباره وقتم کمی آزاد شد و برگشتم با کلی حرف که دوباره به هم بگیم
فقط اینکه جز قبولی در مقطع کارشناسی ارشد عددی در خواجه نصیر اتفاق مهم دیگه ای تو زندگیم نیوفتاده
ولی کلی عوض شدم با اینکه همچنان مسلمانم و عقل گرا و اهدافم رو فراموش نکردم
همچنان دموکراتم!
امیدوارم تمام دوستان خوب نیز منو قابل بدونن و بهم سر بزنن
خيلي وقت مي شود كه ننوشته ام. آن هم در روزهايي كه هر ساعتش ده ها مطلب براي نوشتن داشت
فكر نكنيد مشكلي در اينترنت بود خودم نخواستم
بگذاريد از ابتدا اتفاقات را مرور كنيم
ما از پيروزي عجيب شوكه شديم.از فرصت استفاده كرديم به خيابان ريختيم.بعد فهميديم هدفمان ابطال انتخابات است.بعد ديديم نه هدف آن چنان دلچسب است و نه امكان دستيابي يه آن آسان.گفتيم با نوع نگاه حكومت مخالفيم.محدودمان كردند.كوچكترين روزنه هاي تنفس را بستند و نظام شبه دموكراتيك جمهوري اسلامي شد نظام غير دموكراتيك جمهوري اسلامي
و ما به نقطه صفر برگشتيم
از همان اول هم نظر من اين بود كه كنار رفتن احمدي نژاد از رياست جمهوري مشكلي را حل نمي كند چون در واقع احمدي نژاد تنها سخنگوي يك جريان است. ما بايد به دنبال قدرتمند كردن مولفه هاي يك جامعه دموكراتيك مي رفتيم كه مهم ترين آن گردش آزاد اطلاعات است
ولي ما نه تنها اين كار را نكرديم بلكه دقيقا برخلاف آن كار كرديم
حالا بايد چند سال كار كنيم تا فضاي دوم خرداد يا حتي سوم تير به وجود بيايد؟
اکبر گنجی:باید هاشمی را از عرش به زمین کشید تا بتوان او را نقد کرد
محمود احمدی نژاد:باید بعضی ها (هاشمی)از او اوج تقدس به پایین کشیده شوند و پاسخ دهند
( نقل به مضمون)

بعد از پایان رسیدن دوران ریاست جمهوری خاتمی تقریبا(و بلکه تحقیقا)تمامی ارکان قدرت به دست اصول گرایان افتاده است و همین موضوع زمینه را برای فشار به اصلاح طلبان مهیا کرد.
اصلاح طلبان بارها در زیر این فشارها مظلومانه از شورای نگهبان،صدا و سیما،قوه قضایه ،قوه مجریه و برخی باند های پنهانی می نالیدند.چنین ژست هایی به مذاق عموم مردم که همیشه دنبال دست های پنهانی هستند خوش می آمد.
احمدی نژاد با وقوف کامل بر این موضوع در این چند وقته سعی می کند که خود را در چنین جایگاهی قرار دهد و با تاسی از مبدع این رفتار یعنی اکبر گنجی، هاشمی را نقطه مقابل خود قرار داده و دقیقا همان مسایلی که گنجی نسبت به هاشمی بیان می کرد بیان می کند.
به نظر من حمایت اصلاح طلبان از هاشمی اشتباهی بزرگ بود!
اما نکته جالب اینجاست که چنین رفتارهایی برای یک روزنامه نگار جسور و مصلح و فاقد هر گونه قدرت توجیه شدنی است اما برای رئیس جمهور کشور آن هم احمدی نژادی که قدرت مطلقی در اختیار دارد (یا قدرت مطلقی پشت سرش است)این چنین مظلوم نمایی ها فقط می تواند خنده دار باشد.
با نزدیک شدن به به پایان دوران چهار ساله ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد مهم ترین مسئله ای که دغدغه بسیاری بود جلوگیری از تکرار این "فاجعه" بود.
اصلاحات با معرفی دو کاندیدای حداقلی و حداکثری وارد گود انتخابات شد.چیزی که مشخص است هیچ کدام از این دو کاندیدا برای ما یک نظام لیبرال را به ارمغان نخواهند آورد.باید قدم به قدم حرکت کنیم

پیش از این نیز شخصا بیان کردم که جناب کروبی به دلایل عدیده شایسته تر از اقای موسوی است ولی باید توجه داشت شاید این انتخاب ما را به قهقرا ببرد چون شکست اصلاحات در این دوره یعنی تیر خلاص به تمام امیدهای باقی مانده.در شرایطی که امروزه من می بینم پیروزی میر حسین در همان دوره اول تقریبا قطعی است چرا ما خودمان را از این پیروزی حتمی محروم کنیم و وارد رقابت سخت کروبی احمدی نژاد شویم که به احتمال قریب به یقین شکست خورده ایم.
نباید فراموش کرد که ما الان در دوران احمدی نژاد به سر می بریم نمی توان ناگهان دو قدم به جلو برداشت.در قدم اول به دوران میرحسین گذر می کنیم و سپس به دوران کروبی خواهیم رسید
در صفحه 139 دفترچه كارشناسي ارشد ذيل عنوان شرايط دانشگاه معارف اصفهان آمده است:
استفاده از چادر مشكي بدون طرح و مدل، مانتو و شلوار بلند با رنگ تيره، كفش ساده با رنگ تيره ...براي خواهران الزامي بوده
داوطلبان برادر موظف به رعايت ظواهر شرعي چهره! هستند
البته مشابه چنين شرايطي را بسياري از دانشگاه هاي ديگر نيز كه بعضا بورس دهنده نيز هستند دارا مي باشند
بسيار جالب است كه هنوز هم بسياري از ارگان ها بدون سر و صدا با شرايط محدود كننده و ناعادلانه به گزينش خاص آن هم در رشته هايي كه حق هر دانشجو است كه در آن پذيرفته شود دست مي زنند
آري اينجا همچنان جمهوري اسلامي است و حتي تغيير رييس جمهور هم نخواهد توانست بسياري از تبعيض هاي ناعادلانه را از موسساتي كه از جاي ديگر دستور مي گيرند از بين ببرد
با اعلام موضع آرش نراقي در مورد انتخابات تقريبا تمام تكليف تمام نوگرايان روشن شد كه مختصر آن بدين شرح شده است:

1-دكتر سروش صريحا از آقاي كروبي حمايت كرده است
2-مجتهد شبستري هر دو نامزد را مناسب دانسته و از هر دو حمايت كرده
3-مصطفي ملكيان به حمايت از موسوي پرداخته
4-آرش نراقي كروبي را كانديداي مناسب تر دانسته
5-آقاي كديور ضمن تمجيد از كروبي موسوي را كانديداي اصلح دانسته
6-اكبر گنجي نيز به تحريم انتخابات پرداخته
با اين وجود در بين اين بزرگواران آقايان كروبي و موسوي 2-2 مساوي مي شوند و يك راي ممتنع نيز وجود دارد.و گنجي تنها كسي است كه هنوز تحريم را چاره ساز مي داند
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
در ضمن تو کنکور ارشد رتبه 204 رو بدست آوردم.شخصا بسیار راضیم چون با این رتبه راهی یکی از دانشگاه های تاپ در تهران خواهم شد